یکشنبه، ۱۴ فروردین ۱۴۰۱
چگالی درجه فشردگی یک ماده است. شما آن را با تقسیم جرم یک جسم بر حجم آن محاسبه می کنید. در اصل، چگالی قهوه، وزن یک دانه قهوه متناسب با حجم آن است.
به طور معمول، دانههای متراکم تر را می توان تنها با نگاه کردن به آنها شناسایی کرد. اگر خط شکاف (شکاف وسط لوبیا) نزدیک به صاف باشد و فقط کمی باز باشد، احتمالاً دانه چگالی کمتری دارد. برعکس، اگر خط شکاف کج و بسته باشد، احتمالاً دانه متراکم تر است.
برای متخصصان قهوه در سراسر جهان، چگالی دانه به عنوان یک معیار مهم برای درجه بندی و طبقه بندی قهوه سبز بر اساس کیفیت شناخته می شود. لوبیاهای سفت تر و متراکم تر عموماً مورد توجه خریداران در سراسر جهان هستند و در نتیجه تولیدکنندگان اغلب قیمت بالاتری برای آنها دریافت می کنند.
ارتفاع یکی از عوامل اصلی تاثیرگذار بر تراکم دانه های قهوه است. در ارتفاعات بالاتر، گیلاس های قهوه دیرتر بالغ می شوند و دیرتر می رسند و در نتیجه دانه های آن متراکم تر هستند. دانههای متراکمتر همچنین حاوی سطوح بالاتری از قند هستند و در نتیجه پروفایلهای طعمی پیچیدهتر و شیرینتری دارند.
گیلاس برای مدت طولانی تری بالغ می شود زیرا ارتفاعات بالاتر معمولاً در تمام طول سال دماهای خنک را ارائه می دهند. این اتفاق اهمیت زیادی دارد، چون گیاه عربیکا در دمای بین ۱۸ تا ۲۱ درجه سانتیگراد (۶۴ و ۶۹ درجه فارنهایت) به طور مطلوب رشد می کند. خارج از این محدوده، میوه خیلی سریع بالغ می شود.
رسیدن میوه قهوه توسط چیزی به نام چرخه کربس ایجاد می شود. این فرآیند استات (که از کربوهیدرات ها، پروتئین ها و چربی های موجود در گیلاس به دست می آید) را به دی اکسید کربن تبدیل می کند. چرخه کربس در ارتفاعات بیشتر کندتر اتفاق می افتد، به همین دلیل است که گیلاس قهوه کندتر می رسد.
اما ارتفاع و دما تنها عواملی نیستند که در تراکم دانه نقش دارند. تنوع، بارندگی و حتی توزیع مواد مغذی همگی نقش مهمی دارند.
به عنوان مثال، دانههای بوربون به طور کلی به عنوان گونه های کمیاب تر و منحصر به فرد شناخته میشوند که از لحاظ ژنتیکی دارای چگالی بالایی هستند.
توزیع مواد مغذی در یک گیاه قهوه نیز میتواند بر تراکم دانهها تأثیر بگذارد.
بسیار معمول است که گیلاسهای قهوه در انتهای شاخه نسبت به گیلاسهای قهوه نزدیکتر به تنه چگالی کمتری داشته باشند، زیرا مواد مغذی بهطور مرکزی در وسط درخت توزیع میشوند. بنابراین آنها برای رسیدن به انتهای شاخه راه سختتری دارند.
برخی بیماریها و آفات نیز میتوانند بر مرحله بلوغ گیلاس در رشد گیاه قهوه تأثیر بگذارند و میتوانند باعث کاهش تراکم دانهها شوند.
معیار اصلی که توسط متخصصان قهوه برای درجه بندی و اندازه گیری تراکم دانه ها استفاده می شود «سختی» است. سختی دانه ها به طور کلی بر اساس ارتفاع قهوه به چند دسته مختلف تقسیم می شود. با این حال، معیارها و اصطلاحات خاص مورد استفاده از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.
برای مثال، اصطلاحات دانههای نرم (SB) و دانههای کاملا نرم (SSB) عموماً به قهوههایی اطلاق میشوند که در ارتفاعات زیر 1200 متر از سطح دریا رشد میکنند.
در این ارتفاعات، دمای کمتر پایدار و سطح اکسیژن بالاتر به این معنی است که گیلاس سریعتر رشد می کند. بنابراین، دانهها چگالی کمتری دارند و طعمی روانتر با شیرینی و اسیدیته کمتر دارند.
پس از آن، دانه های سخت (HB) یا با رشد زیاد (HG) دارید که قهوه هایی هستند که در ارتفاع بین 1200 تا 1370 متر رشد می کنند.
در این ارتفاعات، ارتفاع بیشتر و در نتیجه فشار کم اکسیژن باعث می شود که میوه به آرامی رشد کند و در نتیجه دانه های سفت تر و متراکم تر با پروفایل های طعمی پیچیده تر و مطلوب تر ایجاد شود.
بالاتر از 1370 متر در سطح زمین، کمی گیجکنندهتر میشود، زیرا "بهترین" ارتفاع در واقع به منطقه و مبدا مورد نظر بستگی دارد. در نهایت، قهوهای که در این ارتفاعات رشد میکند را میتوان بهعنوان دانههای سخت (SHB) یا Strictly High Grown (SHG) نامید که عموماً به عنوان نامی برای قهوههای موجود در بالاترین ارتفاع استفاده میشود.
ساختار دانه نقش کلیدی در شناسایی چگالی دارد. هرچه ساختار آن "بازتر" باشد، دانه نرم تر است و هر چه فشرده تر باشد، دانه سفت تر است.
دانه قهوه در اصل مانند یک شانه عسل است و دارای یک ساختار سلولزی (شبیه به چوب) است. وظیفه این ساختار نگهداری مواد مغذی برای جنین است. با این حال، ما گاهی اوقات دانههایی را می یابیم که فقط تا حدی غنی هستند و بادی پایین تر و طعم ضعیف تری دارند.
دانههای چگال تر سرشار از قندها و پیش سازهای طعم دهنده هستند، بنابراین پس از برشته کردن، طعم بیشتری را نشان می دهد.
بسیاری از متخصصان قهوه احتمالاً می دانند که هرچه قهوه در ارتفاعات بالاتر بروید، می توانید به طعم های بهتری در قهوه دسترسی پیدا کنید. به همین دلیل است که اکثر قهوه های تخصصی را می بینید که در کمترین میزان، در حدود 1200 متر رشد می کنند.
تنفس سلولی قهوه هر چه ارتفاع کشت بالاتر می رود کند می شود (به دلیل فشار کمتر اکسیژن و دمای پایین تر)، به این معنی که قهوه قندها و مواد مغذی بیشتری را حفظ می کند. این فرآیند مستقیماً بر طعم فنجان نهایی تأثیر می گذارد.
البته درست است که ارتفاع کشت هرچه بالاتر برود طعمهای بهتری ایجاد میشود، اما می توانید خیلی بالا رفته و مشکلاتی مانند یخ زدگی گیاه را تجربه کنید. بنابراین، بالاترین ارتفاع استاندارد در حداکثر 2200 متر است، اما این ارتفاع در اطراف استوا مانند اتیوپی، کنیا و غیره است.
معرفی این موضوع که چگونه تغییر در عرض جغرافیایی بر تغییر دما در ارتفاعات مختلف تأثیر می گذارد خالی از لطف نیست. همانطور که به سمت شمال یا جنوب استوا حرکت می کنید،
"قاعده کلی این است که دما به ازای هر 300 مایل تغییر در عرض جغرافیایی در ارتفاع از سطح دریا سه (3) درجه فارنهایت تغییر می کند" و "به طور کلی، دما به ازای هر 1000 فوت (304.8 متر) افزایش سه (3) درجه فارنهایت کاهش می یابد.
البته عکس آن نیز صادق است: با هر 1000 فوت (304.8 متر) کاهش در ارتفاع، دما 3 درجه (16.111 درجه سانتیگراد) افزایش می یابد. به عنوان مثال، اینجا در پوئر، یوننان، چین میانگین ارتفاع برای کشت قهوه 1200 متر و 20 درجه شمال خط استوا است. به نظر می رسد این در نگاه اول خیلی خوب نیست، اما ابتدا اجازه دهید قانون بالا را اعمال کنیم:
مولفه های
ارتفاع
گوجی، اتیوپی: 6500 فوت (1981.2 متر)، پوئر، چین: 3937 فوت (1200 متر). تفاوت این دو؛ 2563 فوت (781.2 متر).
فاصله از استوا
گوجی، اتیوپی: ~ 485 مایل، پوئر، یوننان: ~ 1500 مایل. تفاوت این دو؛ -1015 مایل.
3.
𝝙ارتفاع 1000 فوت = 3 درجه فارنهایت؛ 𝝙300 مایل عرض جغرافیایی = 3 درجه فارنهایت.
4.
میانگین دمای گوجی، اتیوپی: 80.6 درجه فارنهایت (27 درجه سانتیگراد).
میانگین دمای پوئر، یوننان: 71.6 درجه فارنهایت (22 درجه سانتیگراد). تفاوت بین این دو: 9 درجه فارنهایت (5 درجه سانتیگراد).
این (2733.) نشان دهنده اختلاف نسبی محاسبه شده دما (فارنهایت) بین گوجی و پوئر است. این در محاسبه ارتفاع و فاصله از استوا است. بنابراین، می توانید ببینید که ما در مقایسه با گوجی، اتیوپی، ارتفاع نسبی تقریباً معادلی داریم، حتی اگر پوئر دارای ارتفاع متوسط 1200 متر (3937 فوت) باشد.
این یافته نشان می دهد که، حتی اگر افراد صنعت در مورد بهترین بودن ارتفاعات 2000 متری و بالاتر صحبت می کنند، شما در واقع می توانید تقریباً همان نتیجه را با ارتفاعات کوچکتر به سمت بالا/پایین خط عرض جغرافیایی بدست آورید...